تیله آبی مجموعه داستان محمد رضا صفدری
محمدرضا صفدری فرزند احمد در سال ۱۳۳۲ خورشیدی در شهر خورموج متولد شد. از نویسندگان معاصر دشتی و فارغ التحصیل رشته ادبیات نمایشی در مقطع کارشناسی از دانشکده هنرهای دراماتیک از دانشگاه تهران؛ بازنشسته آموزش و پرورش و در حال حاضر ساکن شهر کرج می باشد.

آثار ایشان:
۱ – سیاسنبو (مجموعه داستان کوتاه)
۲ – تیله آبی (مجموعه داستان کوتاه)
۳ – شام آخر (نمایشنامه)(چاپ در سوئد)
۴ – شورآب( نمایشنامه)
۵ – چهل گیسو(بازنویسی افسانه ها)
۶ – من ببر نیستم پیچیده به بالای
خود تاکم(رمان) برگزیده سال ۱۳۸۱ منتقدان و نویسندگان مطبوعات،پیش تر معرفی شده.
مجموعه داستان تیله آبی، شامل هفت داستان کوتاه می باشد:
۱_تیله آبی
۲– پریون
۳– دل گریخته
۴– دیدار خانه
۵– دو بلدرچین
۶– مویه
۷– درخت نخستین
توضیح کتاب:
“تیلۀ آبی” داستان کودکان بازیگوشی است که بعد از ظهرهای گرم جنوب را با شیطنتهای گوناگون و آزار بزرگترها به شب میرسانند. یکی از سرگرمیهای آنها بازی با کامیون خرابی ست که سالهاست زیر آفتاب داغ آن منطقه، بدون صاحب رها شده است. بچهها برای سوار شدن هر بار رقابت میکنند و در نهایت پیروز میدان به دیگران اجازه سواری را نمیدهد. اما روزی رانندهای به همراه شاگردش به سراغ کامیون آمده و با تعمیر آن، کامیون را از آن منطقه دور میکند. اکنون کودکان به دنبال سرگرمی دیگری میگردند و هربار با بازی جدید مشغول میشوند.
مجموعه داستان «تیله آبی» در برگیرنده هفت داستان از برجستهترین داستانهای استاد محمدرضا صفدری ست. و به جرات می توان آنرا یکی از بهترین مجموعه داستان های سالهای اخیر دانست. تسلط استاد به تکنیکهای داستان پردازی، شناخت ژرفش از باورها و آداب بومی و پیشنهادات تازه در روایات او را در زمره شاخصترین نویسندگان ایران قرار داده است. شیوه او به حوزه افسانه در ادبیات داستانی شیوه ای ناب است. او با مهارت هر چه تمامتر از یک افسانه برای شکل گیری داستانش استفاده می برد، بدون اینکه بخواهد ماهیت آن افسانه را تغییر دهد. قدرتش در شناخت فضا های بومی، باور ها و سنت های مردمان شهرش خورموج و دشتی مثال زدنی است. داستان با ژانری عاشقانه، اجتماعی و افسانه های محلی تشکیل و پایه ریزی شده است. طرح داستان در مورد دو شخصیت راوی و احمد است. دو پسر بچه که به بازسازی خاطرات به وسیله یادآوری هایی که در گذشته زده می شود، می پردازند. این داستان با ساختاری محکم و شخصیت پردازی عالی و دیالوگ های ساده و ملموس پیش می رود. و در این داستان شکاف بین نسلها بخوبی پدیدار و هویداست. داستان مردمانی که در گذر از یک جامعه سنتی هستند و راهی جز پذیرفتن مدرنیسم ندارند.

شایان ذکر است، همایش بزرگداشت چهره های ماندگار ادبی شهر خورموج در بیستم تیر ماه سال جاری در سالن شهدای فرهنگی شهر خورموج برگزار، و از استاد محمد رضا صفدری از مفاخر بزرگ ادبی استان و ایران، و چند چهره ادبی خورموج تقدیر به عمل خواهد آمد.
تیله آبی با موضوعیت داستان های فارسی برای نخستین بار در سال ۱۳۷۷ با تیراژ ۲۲۰۰ نسخه توسط انتشارات زریاب به بازار کتاب عرضه شد.
صفحاتی از کتاب:
مرد میخواند و از سینه ی کوه بالا میرفت. خنکای بامدادی، بیشهزار و سایههای وهمناک که با برآمدن آفتاب ندیدار میشدند. همه چیز و هر جا سایه بود، سایههای سپید شیری رنگ. مرد نمیدانست از کی به خواندن بنا کرده بود. از خانه درآمده بود. از گندمزار گذشته بود و رسیده بود به نمکزار و شورآب و کوههایی که آب باران در سنگچالهایش گس بود و تلخ. دیروز هم یک بار دیدار آمد. سایه رمنده آهو نبود. موهای بلند سر اندر پای سایه را میپوشاند. دو چشم لابهلای شاخ و برگ نی پیدا و ناپیدا شد. خواندن از یادش رفت. ایستاد و دوید. بلند موی سبزهرو گریخت. مرد با خود گفت: زن تو این کوه و کمر چه میکند؟
برای استاد صفدری نویسنده گرانقدر شهرستان دشتی؛ عمری باعزت، سلامت و توفیق روز افزون خواستاریم.
به قلم: لیلا حیاتی
#هر_جمعه_با_یک_کتاب


